هوافضا

فون براون

به نام خدا
فون براون
فون براون

این دانشمند در 23 مارس 1912 در یک خانوادۀ ثروت مند آلمانی به دنیا آمد. پدرش در رشتۀ کشاورزی فعالیت داشت و از این که میدید پسرش علاقه مند به امور کشاورزی نیست متعجب و مأیوس بود.

جذابیت علوم نجوم و اشتیاق او باعث شد که فون براون از دورۀ دبیرستان مطالعۀ وضعیت ستارگان را با جدیت دنبال کرده و نحوه مسافرت به کهکشان ها را با علاقه و ولع خاص مطالعه کند. فون براون بعد از ورود به انستیتو تکنولوژی برلین به اتفاق جمعی از علاقه مندان و محققان مجمعی را برای کیهان نوردی تأسیس کردند و محلی در “ورن پور رونماچیفارت”(vrein-purraunmschiffahrt) نزدیک برلین برای آزمایش های موشکی انتخاب کردند. این مرکز که بعد ها به “رکتنفلوگیلاتز” (raktenflughlatz) به معنی مرکز تحقیقات و آزمایش های موشکی معروف گردید،مرکز و مبدأ تحقیقاتی قرار گرفت که در جنگ جهانی دوم به ظهور V2 انجامید. او به عنوان یک عضو پیشتاز و شاخص، این مجمع را اداره میکرد و علی رغم پیدایش مشکلات در سال های اول، بعد ها  طی تلاش هایی که به عمل آورد با نتایج جالبی مواجه شد. ادامۀ این تحقیقات به طوری که بیان شد به پیدایش V2 اولین موشک به شکل امروزی انجامید.
غیر از مرکز مزکور، مرکز تحقیقات دیگری نیز وجود داشت که زیر نظر سرتیپ “دورن برگر”(dornberger) اداره می شد و مخصوص تحقیقات موشکی ارتش بود. این مرکز در “کونمرسدورف”(kunmersdorf) غربی در 27 کیلومتری جنوب برلین قرار داشت.

در یکی از روز های ماه جولای به دنبال دعوتی که از گروه “کونمرسدورف” جهت حضور در یک آزمایش ساده ای که از یک موتور کوچک به عمل آمده بود، سرتیپ دورن برگر با فون براون ملاقات کرد. اگر چه آزمایش مذکور موفق نبود اما برتری و پیشتازی فون براون در نظریه پردازی  و تحقیقات موشکی مورد توجه دورن برگر قرار گرفت  و بعد ها از او دعوت شد که در بخش تحقیقات مربوط به تسلیحات ارتش همکاری کند. در همین سال فون براون به صورت یک محقق غیر نظامی به این مرکز پیوست. تقویت و پشتیبانی دولت از مرکز کونمرسدورف باعث گردید که به تدریج مرکز تحقیقات راکت و موشک آلمان (رکتنفلوگیلاتز) در رینکنیدورف جذب این مرکز شد و همزمان برنامه های تحقیقاتی موشکی آلمان نیز گسترده تر و جدی تر شد.

فون براون

فون براون در یکی از آزمایش های موشکی(شکل بالا(2))

گروه کانمرسدورف که فون براون سرپرستی فنی آن را به عهده داشت و زیر نظر دورن برگر اداره میشد، در سال 1933 با تجربیات کسب شده برای توسعۀ موشک های آلمانی انتقام (agreegate) و مجموعۀ اول آن (A1) اقدام کرد. سوخت پیشنهادی موشک مذکور اکسیژن مایع و الکل بود که برای تولید تراست 300 کیلوگرمی طراحی شده بود. هنوز کار این پروژه کامل نشده بود که به خاطر بالا بردن پتانسیل نیروی موشکی، نوعی قوی تر از A1 یعنی A2  به پیشنهاد ارتش در دستور کار گروه کونمرسدورف قرار گرفت و عاقبت این موشک که از نظر ساختمان مشابه A1 بود، با تراست 1000 کیلوگرمی  در سال 1934 با موفقیت آزمایش شد.

بعد از کسب پیروزی و آزمایش توام با موفقیت، تولید موشک A2 آغاز گردید و ادامۀ سیاست دسترسی به موشک قویتر، باعث شد که طراحی و تولید موشک زمین به زمین نسل A3 نیز مورد توجه قرار گیرد. انجام عملیات طرح و آزمایش موشک قوی تر مستلزم به این بود که محدودیت های فنی و محیطی مرکز کونمرسدورف حل شده و یا محل آزمایش ها به جای دیگری با امکانات وسیع تر منتقل شود.

به دنبال مسافرت تعطیلات کریسمس که فون براون در سال 1935 در انکلام (anklam) نزدیک رودخانۀ پنی در کنار دریای بالتیک انجام داد، او محل مناسب جدیدی د رمنطقۀ مزبور به نام پنماندی ( peenemande ) جهت تغییر محل تحقیقات و آزمایش ها به مسئولان بالاتر پیشنهاد داد که به تصویب رسید. به این ترتیب، مرکز پنماندی به تجهیزات بسیار پیشرفته و مدرنی تجهیز شد و در این مرکز بود که آزمایش های موشکی نسل های A5,A4,A3 صورت گرفت. فون براون در این مرکز فعالیت های تحقیق ، طراحی و تولید را سرپرستی میکرد. طبق برنامه آلمان ها در نظر داشتند قدرت موشک های A9,A10 از نسل agreegate به اندازه ای باشد که توسط آنها نیویورک و سایر شهر های آمریکا را هدف قرار دهند. به هر حال در دسامبر سال 1937م موشک A3 نیز در پنماندی با موفقیت آزمایش گردید و در همین مرکز بود که آزمایش های نسل A4 و A5 نیز به ثمر رسید.

موشک A4 که به پیشنهاد گوبلز رئیس تبلیغات هیتلر به V2 شهرت یافت با تراست 25 تن آزمایش شد و با بهسازی هایی که روی آن انجام گرفت، در واقع کلیۀ مشخصات موشک های امروزی، در آن منظور شد. حصول فنی همین موشک بود که مشکلات تسخیر کهکشان را حل کرد و اندیشۀ مسافرت های فضایی  را به عمل نزدیک ساخت. بعد ها و در ادامۀ جنگ محل تحقیقاتی پنماندی  در نیمه های شب هفدهم ماه اوت یا اگوست 1943م توسط 300 هواپیمای جنگی انگلیسی به شدت بمباران شد. در این بمباران  که به وضوح مشخص بود انگلیسی ها نواحی مسکونی مسئولان و کارکنان پروژه را هدف قرار داده اند، دکتر تایل (tyle) همراه با خانواده و 735 نفر از کارکنان پروژۀ V2 کشته شدند.اگر چه تایل- مرد موفق و روشنفکر و مسئول پروژه V2-جان خود را در این حملۀ هوایی از دست داد و آسیب جدی به مرکز وارد آمد اما سرانجام در سال 1944م محصولات این پروژه به تولید انبوه خود رسید.

بنا بر اسناد منتشره تا ماه مارس 1945 هزاران موشک V1 و V2 به سوی هدف هایی در انگلیس و V2 به سوی هدف هایی در جبهۀ متفقین پرتاب گردید.باید گفت تعداد زیادی از این موشک ها به خصوص نوع V1 به مقصد نرسیدند و در اثر بروز عیب حین پرواز و یا توسط پدانفد هوایی نیرو های مقابله کننده مجبور به سقوط شدند. بنا بر اظهارات سرتیپ دورن برگر، 4500 فروند موشک V2 در طول جنگ شلیک گردید از تعداد مزکور 1500 فروند آن به طرف انگلیس پرتاب شد که 1100 فروند آن به اهداف از پیش تعیین شده اثابت نمودند. 1000 فروند از این موشک ها نیز به سوی بندر “انتورپ” که در دست متفقین بود شلیک شد.

موشک( V2(A4 همراه با تجهیزات زمینی در حال روانه سازی(شکل بالا(3))

در واقع مساعدت های عمده ای که از پیشرفت پروژه V2 تحت نظارت فون براون به پروژه های موشک سازی منتهی شد،به قرار زیر است:
*توسعۀ پیشران موشک در حدی که عملا تا آن تاریخ انجام نشده بود.
*به کارگیری آیرودینامیک سرعت بالا در اندازه و واحد های نسبتا بزرگ
*ابداع یک سامانۀ هدایت مناسب با استفاده از جایروسکوپ و شتاب سنج

بعد از شکست آلمان و خودکشی هیتلر در سال 1945م  و اشغال کشور مذکور بوسیلۀ آمریکا و شوروی ، کشور های فاتح با دستیابی به کارخانجات،دانشمندان و اسناد پروژه های موشکی آلمان در پنماندی و انتقال آن ها به کشور های خود، اقدام به توسعۀ برنامه های موشکی خود با استفاده از غنائم و دستاورد های حاصله از جنگ و پیروزی خود بر آلمان نمودند.هنگامی که قوای روسیه وارد مرکز تحقیقات پنماندی شد،مرکز مذکور را خالی از مهندسان،تکنسین،مدارک و نقشه ها یافت.
ارتش روسیه نسبت به جمع آوری تجهیزات قابل دسترس مرکز مذکور اقدام نموده و با تلاشی که انجام دادند،مهندس هلموت گروتروپ(helmut grottrop) فرد ارزشمند و متخصص هدایت V2 را به روسیه منتقل کردند.برخلاف مهندس گروتروپ که به روسیه خوشبین بود، فون براون از طریق برادر خود با مسئولان آمریکایی ارتباط برقرار کرد و بعد از دریافت دعوت نامه مبنی بر این که میتواند بقیۀ تحقیقات خود را در آمریکا انجام دهد، خود را تسلیم قوای آمریکا کرد.سرتیپ دورن برگر توسط قوای انگلیس اسیر و بعد از دو سال پیگیری به آمریکا منتقل شد. دستیابی روسیه به موشک های اسکاد B و A در سال 1955 و نیز دستیابی آمریکا به موشک رداستون ( redstone ) در واقع نتیجۀ کارهایی بود که در پی این فعالیت ها حاصل شد.

فون براون

فون براون همراه با کندی رئیس جمهور آمریکا در یک آزمایش موشکی(شکل بالا(4))

دورن برگر در کتابی موسوم به V2 که در سال 1954 در آمریکا انتشار یافت مینویسد: بعد از دریافت حکم تصدی تحقیق دربارۀ اصول اولیۀ موشک که به دنبال اخد مدرک مهندسی وی اتفاق افتاد به این موضوع پی برد که نه سازمان های صنعتی و نه سازمان های تحقیقاتی دانشگاه ها تمیتوانند کمک مؤثری به او بکنند؛ لذا همه را مطلع ساخت که مشتاق هر طرح یا مدل موشکی است که میل داشته باشند نمایش بدهند و به طور طبیعی افراد زیادی برای این کار پیدا شدند. او میگوید که در آن ایام وظیفه ما این بود که گندم را از کاه جدا کنیم، زیرا محیط پر از دانشمندان قلابی و یاوه گو شده بود.مردانی که توانایی واقعی داشتند بسیار کم بودند. او اضافه میکند که سد بزرگ در راه تسریع تحقیقات موشکی، نداشتن پول و مقرراتی بود که او را از خرج کردن بودجۀ ناچیزش برای خرید ماشین آلات و مایحتاج اداری باز میداشت. او به طور رسمی فقط اجازه داشت که ابزار و وسایل آزمایشی بخرد و از هیچ مرجع رسمی نمیتوانست به اندازۀ یک ورق کاغذ یا مداد برای ثبت نتایج آزمایش خود استفاده کند.

دورن برگر میگوید جوانانی که برای ساخت نیرومندترین سلاح موشکی دنیا کاملا عزم خود را جزم کرده بودند، توانستند برای این ممنوعیت ها چاره ای بیاندیشند. آنها صورت اجناس را چنان ماهرانه تنظیم میکردند که رؤسای ارشد ارتش بدون این که زحمت خواندنش را به خود بدهند،تصویب مینمودند.برای مثال برای سفارش مداد تراش به این صورت عمل میکردند:
((تیغه ای برای تیز کردن استوانه های چوبی به قطر 5 میلیمتر)) و یا در خواست یک ماشین تحریر چنین بود:((وسیله ای برای ثبت مشخصات آزمایشی با استوانۀ گردان)). دورن برگر مینویسد: وقتی راه ها از همه سو بسته میشد به لغت سحر انگیز محرمانه پناه میبردیم.در این صورت حتی با وجدان ترین کارمندان دفتری معمولا میترسیدند تا از یک افسر ادارۀ تسلیحات که وسیلۀ خصوصی را برای به کارگیری در آزمایش های موشکی لازم دارد بیش از حد سؤال کنند. تجربیات سال های اول اقامت فون براون در آمریکا از بعضی جهات شباهت به کار او در سال های ابتدایی پنماندی داشت،لذا مجدداً مجبور بودند با مضیقه کار کنند زیرا اولیای امور علاقه ای به توسعه و تولید سلاح های موشک برد بلند نداشتند.جنگ کره و پیشرفت های این رشته در روسیه این انگیزه را زنده نمود و موجب شد در برنامه هایی که فون براون و همکاران او نقش اول را در این صنعت بازی میکردند، در سال 1953 موفق به پرتاب نخستین سلاح موشکی رداِستون با محمولۀ اتمی از دماغۀ کاناورال شوند.

فون براون

موشک رداستون 3(MR-3) بر روی سکوی پرتاب و آماده برای پرتاب(شکل بالا(5))

فون براون دانشمندی بود که در آمریکا ریاست قسمت عملیات توسعه و ادارۀ موشک های ارتش آمریکا را به عهده داشت. در اکتبر سال 1957که نخستین قمر مصنوعی اتحاد جماهیر شوروی  به نام “اسپوتنیک” پرتاب شد، وی به رؤسای خود گفت که با کمک افراد خود میتواند به فاصلۀ 60 روز اولین قمر مصنوعی آمریکا را آمادۀ پرواز کند. پس از کسب این اجازه در شب 31 ژانویه 1958 موشک کاشف آمریکا به هوا رفت و در مدار زمین به گردش در آمد.به دنبال این موفقیت فون براون در آمریکا به شهرت رسید و همچون یک قهرمان در آمریکا درخشید. پس از کسب این موفقیت پدر فون براون که در دهکدۀ “باوارین دورزان” ایام بازنشستگی خود را میگذراند، طی مصاحبه ای اعلام کرد:((من و همسرم از این موفقیت فون براون که در جوانی حاضر به دنباله روی و تعقیب شغل پدر نبود،بسیار خوشحال هستیم و از این که میبینیم فون براون پسر افسانه ای شده در وجد و شادی به سرمیبریم.))


هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع AEROFAZA.IR حرام است.
 امیررضا علی اکبری(منبع خارجی)
  ⇒دنبال کردن نظرات این مطلب

 منبع:آیروفضا.آی آر اقتباس از شناخت راکت و موشک نوشته یعقوب اصلانی انتشارات اندیشگاه فناوری های نوین با کمی تغییر توسط امیررضا علی اکبری

اشتراک گذاری

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)